سرکار خاله ام و اینم اتاقش که کلان بهم ریختم
غذا خوردن ماهان
تاب سواری ماهان
اینجا یه روزه دیگه است که امدم اداره مامانی
ماهان در اداره مامان
جاتون خالی اینجا کلان ریختم بهم و مامان گفته دیگه نمیارم گفته مرخصی میگیرم میمونم خونه پیشت ولی سرکار نمیارمت. (خوب من بچه ام نمیدونم چیکار کردم که مامان اینو میگه) این زخم رو دماغم هم خودم شیطونی کردم و حالا بعد از کلی بازی خسته شدم و خوابم برد ...









